۱۳۸۸/۰۴/۱۶

...

1. نمی‎دونی چقدر دلم می‎خواد سرم رو بذارم رو سینه‎ت و هیچ‎جا نباشم و هیچ زمانی نباشه و فقط بوی تو باشه!
2. گفتم بهت. گفتم بهت کاش اینجا بودی. گفتم جای درستت اینجاست. نگفتم؟
3. نمی‎دونم چمه. نمی‎فهمم کجام. فقط می‎دونم نمی‎تونم تکون بخورم از جام.
4. می‎خوامت. حوصله‎تم دارم خیلی.
5. ببخشید.

پی‎نوشت:
می‎خواهمت چنان که مرد خسته خواب را

۱۳۸۸/۰۴/۱۳

رئیس

ردی از خون باقی مونده پشت سر
کوچه‎های بی سرانجام روبرو
یه نفر جونشو بالا میاره
توی بُهت این شب بی آبرو
روی آسفالت سیاهِ روزگار
دیدنِ سرخیِ خون دیدنی نیست
همه جاده‎ها به دره می‎رسن
همه کوچه‎ها به تابلوهای ایست!
تو خیمه شب بازی شهر
عروسک بازی نباش
اون که سر نخ دستشه
خونشو رو صحنه بپاش
تنها رفیق قیمتیه
اینو هزار بار بنویس
زانو نزن به سایه‎ها
تن نده به امر رئیس

موسیقی تیتراژ پایانی فیلم رئیس ساخته مسعود کیمیایی
آهنگساز و خواننده: رضا یزدانی
ترانه‎سرا: یغما گلرویی

دانلود

۱۳۸۸/۰۴/۱۲

دیوانگی چندم؟



او می‎آید.

۱۳۸۸/۰۴/۱۱

بهشتی

به طلاب و فضلای حوزه پیشنهاد دارم که به مردم ایران فرصت بدهید تا آگاهانه و آزادانه خود را بر مبنای معیارهای اسلامی بسازند و این خودسازی را بر مردم ما تحمیل نکنید. به مردم ما کمک کنید، آگاهی بدهید، ولی بر مردم هیچ چیز را تحمیل نکنید.انسان بالفطره خواهان آزادی است. می خواهد خودسازی داشته باشد، اما خودش، خودش را بسازد. بر خلاف دستور قرآن، مبادا مسلمان بودن و مسلمان زیستن را بخواهید بر مردم تحمیل کنید، که اگر تحمیل کردید آنها علیه این تحمیل، طغیان خواهند کرد. بگذارید مردم، همانطور که با آزادی به راه اسلام آمدند و رهبری اسلام را پذیرفتند، در تداوم انقلاب هم، آزادانه راه اسلام را انتخاب کنند.»

بخشی از سخنرانی دکتر بهشتی در مسجد اعظم قم، ص5روزنامه اطلاعات،15اسفند57 و ص6 کیهان همان روز

۱۳۸۸/۰۴/۰۵

گرگ‎ها

گرگ ها خوب بدانند، در این ایل غریب
گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز
گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی، پسری هست هنوز
آب اگر نیست نترسید که در قافله مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
دکتر زهرا رهنورد

۱۳۸۸/۰۳/۲۰

میرِ ما!

گرگ‎ها خوب بدانند که در این ایلِ غریب
گر پدر مُرد، تفنگ پدری هست هنوز
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره‎ی چوبی، پسری هست هنوز
آب اگر نیست نترسید که در قافله‎مان
دلِ دریایی و چشمانِ تری هست هنوز...

(به امید ایرانی سبز، با دولت امید)

۱۳۸۸/۰۲/۰۳

فریاد مورچه‎ها (YouTube)

یه تیکه از فیلم فریاد مورچه‎ها ساخته محسن مخملباف رو توی youtube گذاشتم.
ببینید:
http://www.youtube.com/watch?v=3GGjaI_XRyw

۱۳۸۸/۰۱/۲۴

فریاد مورچه‎ها

-جواب خدا به این همه بدبختی و فقر چیه؟

- مطمئن باش جواب خدا به تو سوسیالیسم الهی نیست! جواب خدا به فقرا، خوشبختیای کوچیک کوچیکه. وقتی گرسنه‎ای یه لقمه نون خوشبختیه! می‎دونی، وقتی تشنه‎ای یه قطره آب خوشبختت می‎کنه. وقتی خوابت میاد یه چُرت می‎زنی خوشبخت عالمت می‎کنه. تو برا اینکه خوشبخت بشی باید یه چیزی از دست بدی، نه اینکه به دست بیاری. خوشبختی یه خط نیست، خوشبختی یه مُشتی از لحظاته! می‎دونی؟ لحظه‎ای که می‎خندی. درسته که این لحظات مثه نقطه‎های ریزن ولی به هم نزدیک می‎شن یه خط درست می‎کنن. من فکر می‎کنم فقرا خیلی خوشبخت‎ترن تا اون آدمایی که، مثلن مثل ما فکر می‎کنن به انتهاش رسیدن. اونوقت مردم فکر می‎کنن که خدا چرا پول‎دارا رو بیشتر دوست داره! پس چرا فقرا رو آفریده؟ ولی من فکر می‎کنم فقرا خیلی خوشبخت‎ترن. خدا بیشتر دوسشون داره. خدا فقرا رو آفریده که با چیزای کوچیک کوچیک خوشبختشون کنه.

- ببین! این سئوال هنوز به حال خودش باقیه. اگر می‎گی خدا پولدارا رو دوست نداره، کی اینا رو پولدار کرده؟ کی اینا رو خلق کرده غیر از خودش؟ پس یا خدا نیست، یا اگر هست عادل نیست! البته می‎بخشیدا.


فریاد مورچه‎ها|آخرین ساخته‎ی محسن مخملباف

۱۳۸۷/۱۱/۱۶

حیف می‎شدم!

چه ساده حیف می‎شدم اگه ندیده بودمت
چه سخت رام می‎شدی اگه نمی‎ربودمت

۱۳۸۷/۱۱/۱۵

دیوانگی بیست و پنجم

هی! چه خوشگل می‎نوشتم من!

۱۳۸۷/۰۹/۱۲

گردگیری با کلمات

بعضی در جستجوی عشق
بعضی در حال گریز از عشق
و بعضی را عشق در میان است...

من اما...
من...
فقط تو رو می‎خوام
دغدغه‎ی عشق مال همون بعضی

دوستت دارم.

پی‎نوشت:

-همه کس اسیر رنگه
همه جا غروبه تنگه
افقش چرا سیاهه؟
اگه آسمون قشنگه!

- به خاطر یه ارتباط قدیمی گردگیری کردم
به خاطر مریم!

۱۳۸۷/۰۴/۱۰

پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگو

خاموش منشین
خدا را...
پیش از آنکه در اشک غرقه شوم
از عشق چیزی بگو

شعر و صدای احمد شاملو

۱۳۸۷/۰۴/۰۴

مادر!

مادر...
مامان...
ننه...!
هر چي كه اسمش هست
تنها چيزيه كه همه ي آدماي دنيا بهترينش رو دارن!


پي نوشت:
دهانت را مي بويند...
روزگار قريبي است نازنين
(شعر و صداي احمد شاملو)
دانلود با حجم تقريبي 400 كيلوبايت

۱۳۸۶/۱۱/۱۶

گر پشت پا، به عالم صورت نمی زنی
تا حشر در شکنجه این کفش تنگ باش!

۱۳۸۶/۱۱/۱۴

هنوز درد دامنه دارد

هنوز
دامنه دارد
هنوز هم که هنوز است
درد
دامنه دارد

شروع شاخه ادراک
طنین نام نخستین
تکان شانه خاک
و طعم میوه ممنوع
که تا تنفس سنگ
ادامه خواهد داشت

و درد
هنوز دامنه دارد...

۱۳۸۶/۱۱/۰۲

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد دلم، دستم
باز من اندر هوای دیگری هستم

های
نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ
های
نپریشی صفای زلفکم را دست
و آبرویم را نریزی، دل

لحظه دیدار نزدیک است

۱۳۸۶/۰۹/۱۲

زلف بر باد مده


زلف بر باد مده، تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن، تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس، تا نخورم خون جگر
سر مکش، تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن، تا نکنی در بندم
طره را تاب مده، تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو، تا نبُری از خویشم
غم اغیار مخور، تا نکنی نا شادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی مارا
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو، تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما، تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو، حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام، آزادم

۱۳۸۶/۰۹/۱۰

عکس موضوعی



ازین به بعد عکسا رو هم همینجا میذارم!
عکس موضوعی!

بعد از تحریر:
-چرا این عکس رو اینجا گذاشتم؟ چون ازش خاطره دارم خب!
-یه اردوی سه روزه رفتم مشهد. با چهارتا از بچه های دانشگاه توی یه سوئیت بودیم! وسط خندیدنو جمع کردن وسایل برای برگشت من دوربینمو برداشتمو شروع کردم به عکاسی! هی عکس میگرفتم که یکی از بچه ها انطوری وایساد و گفت بیا عکس موضوعی بگیر! همین!

۱۳۸۶/۰۹/۰۸

دیوانگی بیست و چهارم

هستی از ما آلت خورده،
ما از هستی!

چه جذاب،
چه ساده،
چه عادلانه،
چه منصفانه،
و در نهایت...
چه تخمی!

پی نوشت:
ندارد!